یك كارشناس اقتصادی خبر داد
خروج روزانه حدود ۱۳۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی از بازار سرمایه
به گزارش رصد کالا، خراسان رضوی یک کارشناس اقتصادی حوزه طلا با اعلان اینکه افت 400 هزار واحدی شاخص بورس در چهار روز نشان دهنده خروج روزانه به طور متوسط حدود 125 تا 130 هزار میلیارد تومان نقدینگی از بازار سرمایه است، اظهار داشت: این سرمایه ها غالباً به طرف بازارهایی با ثبات بیشتر همچون طلا، نقره و دیگر فلزات گرانبها حرکت می کند.
علی عقیلی، در گفتگو با ایسنا، با اشاره به اینکه نرخ فعلی ارز در بازار نرخ حقیقی نیست و بیشتر جنبه مصنوعی دارد، اظهار نمود: در شرایط کنونی، نرخ ارز بالاتر از ۱۴۵ هزار تومان است. تا حدودی به سبب قطعی اینترنت و محدودیت در دسترسی به منابع رسمی اعلام نرخ ممکن نبوده؛ هرچند نمی توان نقش بانک مرکزی را در تثبیت نسبی بازار ارز و سعی برای تک نرخی سازی نادیده گرفت.
این کارشناس تحلیلگر طلا خاطرنشان کرد: قیمت جهانی طلا حالا به ۵۵۰۰ دلار رسیده و همین مورد، همراه با افزایش نرخ ارز داخلی، سبب شده قیمت سکه طرح جدید به حدود ۲۰۲ میلیون تومان برسد.
عقیلی اضافه کرد: نقره نیز روندی مشابه را تجربه کرده و از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است. این رفتار قیمتی، مبین همبستگی بالای فلزات گرانبهاست. هرچه ناپایداری های سیاسی و اقتصادی افزایش یابد، تمایل سرمایه گذاران به تبدیل دارایی های خود به اشکال نقدشونده تر و با ثبات تر بیشتر می شود.
وی با اشاره به چهار روز اخیر بورس، تشریح کرد: از آغاز معاملات شنبه تا سه شنبه، شاخص کل بورس بیشتر از ۴۵۰ هزار واحد افت کرده است؛ به صورت میانگین روزانه حدود ۱۱۰ هزار واحد کاهش و امروز نیز شاخص ۱۱۰ هزار واحد دیگر افت داشته است.
این کارشناس طلا با اشاره به اینکه بررسی ترکیب خریداران و فروشندگان نشان میدهد که فروشندگان واقعی بیشترین سهم را دارند و در مقابل، خریداران حقوقی در تلاش هستند تا از افت بیشتر بازار جلوگیری نمایند، اظهار داشت: بطور مثال، در شاخص «فولاد» به عنوان یکی از سهام شاخص ساز، حدود ۱۴۴۸ معامله انجام شده که ۵۶۷۸ متقاضی در یک صف فروش بیشتر از ۱ میلیارد ۱۳۴میلیونی سهم را در صف فروش منفی ۳ درصد ایجاد کردند.
عقیلی افزود: این امر نشانه آن است که سرمایه گذاران نسبت به چشم انداز سیاسی و اقتصادی کشور خوش بین نیستند و از احتمال گسترش بی ثباتی واهمه دارند.
ایشان سپس با اشاره به این که اکنون شاخص کل بورس به حدود ۴ میلیون و ۵۰ هزار واحد رسیده است، اظهار نمود: این سطح به عنوان یک مرز روانی شناخته می شود و در صورت عبور از آن بسمت پایین، احتمال ورود بورس به رکود یا به تعبیری «کمای عمیق» وجود دارد.
عقیلی با اشاره به اینکه اکنون وضعیت طلا و اونس جهانی تابع واریانس و عوامل مختلفی است، اظهار داشت: در همه بازارها، تحلیل های تکنیکال که مبتنی بر الگوهای ریاضی و نمودار و تحلیل های بنیادی(فاندامنتال) که به بررسی عوامل حقیقی اثرگذار می پردازند، وجود دارد اما هم اکنون، رفتار بازار طلا و اونس جهانی تحت تاثیر مجموعه ای از متغیرهای سیاسی، اقتصادی و روانی است.
وی با اشاره به این که انتظار می رود در راه صعودی طلا، افت های مقطعی نیز مشاهده شود، تشریح کرد: معمولا با افزایش قیمت ها، دارندگان دارایی که در قیمت های پایین تری خرید کرده اند، تمایل به شناسایی سود و فروش پیدا می کنند. بطور مثال، قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار در ۲ سال قبل حدود ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بود، در حالیکه حالا به بالای ۲۰ میلیون تومان رسیده است. دارندگان طلا در نرخ های پایین تر امکان دارد برای تثبیت سود خود مبادرت به فروش کنند و مجدداً در سطوح قیمتی پایین تر خرید انجام دهند.
عقیلی با اشاره به اینکه این روند خرید و فروش طلا در سطح جهانی وضعیتی مشابه دارد، تصریح کرد: دولت ها و نهادهایی که قبل تر طلا را با قیمت های پایین تر (برای مثال در محدوده ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار) خریداری نموده اند، امکان دارد در سطوح فعلی تمایل به عرضه و انتقال سرمایه به بازارهای دیگر پیدا کنند. چشم انداز کلی طلا همچنان صعودی ارزیابی می شود. احتمال بروز اصلاح قیمتی در کوتاه مدت وجود دارد.
این کارشناس طلا ضمن اشاره به شرایط ژئوپلیتیکی فعلی جهان و رویکرد قدرت های بزرگ، خاطرنشان کرد: چشم انداز در بحث کاهش اونس جهانی طلا در کوتاه مدت و باطن چندان امیدوارکننده نیست. آمریکا اکنون درگیر منازعات مختلفی در مناطق مختلف جهان است. بخش عمده ای از درگیری های اخیر آمریکا با ایران و متحدان آن در منطقه که نشانگر احتمال بالای بروز درگیری نظامی است، سبب فشارهای روانی و اقتصادی شدیدی بر بازارهای جهانی خصوصاً بازار فلزات گرانبها خواهد بود.
وی با تأکید بر این که بر طبق این شرایط، در کوتاه مدت نمی توان انتظار کاهش قابل توجهی در قیمت اونس جهانی طلا داشت، اظهار داشت: در صورت آرام تر شدن فضای دیپلماتیک و کاهش تنش ها، احتمال تعدیل های خفیف وجود دارد، اما روند غالب همچنان صعودی ارزیابی می شود.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به پیش بینی های مؤسساتی مانند گلدمن ساکس نیز از افزایش بهای جهانی طلا خبرداد و اظهار داشت: محدودیت دسترسی به دلار و افزایش تقاضا برای دارایی های با ثبات تر، سبب شده که سرمایه گذاران اغلب بسمت خرید طلا، شمش و طلای مستعمل حرکت کنند.
وی ضمن اشاره به حباب در طلا با اشاره به اینکه قیمت سکه های تمام و طلای ۲۴ عیار متناسب با نرخ های جهانی بوده و خارج از عرف نیست، تصریح کرد: باآنکه در بازار داخلی وجود حباب قیمتی اجتناب ناپذیر است اما این حباب بیشتر در سکه های خرد (ربع، نیم و یک گرمی) مشاهده می شود.
این کارشناس طلا با تأکید بر این که در سطح کلان اقتصادی، نقش سیاستهای پولی آمریکا و اقدامات فدرال رزرو نیز در شکل گیری روند جهانی طلا حائز اهمیت می باشد، خاطرنشان کرد: بانک مرکزی آمریکا مأموریت خویش را بر دو هدف اصلی متمرکز کرده است که یکی حفظ ارزش و قدرت دلار در مقابل سایر ارزها و دوم این که نرخ تورم داخلی را کنترل کند.
عقیلی با اشاره به اینکه ابزار اصلی فدرال رزرو برای رسیدن به این اهداف، تنظیم و کنترل نرخ بهره است، اظهار داشت: افزایش نرخ بهره، باعث تمایل بیشتر سپرده گذاری دلاری و درنتیجه کاهش نقدینگی در بازار می شود که به کنترل تورم کمک می نماید.
وی افزود: بر خلاف بانکهای ایران که نرخ های سود بالایی عرضه می دهند، در آمریکا نرخ های بهره بسیار پایین و معمولا بین ۱ تا ۲ درصد است. همین تعدیل های جزئی در نرخ بهره، می تواند رفتار سرمایه گذاران را تغییر دهد و بر قیمت جهانی طلا اثر بگذارد.
کارشناس اقتصادی طلا با تشریح سازوکار اجرایی فدرال رزرو، اظهار داشت: اکنون تورم آمریکا در محدوده تک رقمی(زیر ۵ درصد) قرار دارد و فدرال رزرو با تغییرات جزئی در نرخ بهره می تواند این تورم را کنترل کند. حفظ قدرت خرید دلار برای ایالات متحده اولویت دارد و از دید سیاست گذاران آمریکایی، نوسانات طلا یا سایر فلزات گرانبها اهمیت ثانویه را دارا است.
عقیلی با اشاره به اینکه دلار آمریکا حالا تنها واحد پول یک کشور نیست دلار و به ارز مرجع جهانی تبدیل گشته است، بیان کرد: بخش عمده معاملات مهم بین المللی همچون خرید و فروش نفت، گاز و کالاهای اساسی با دلار صورت می گیرد. این ساختار پولی جهانی همچون پازلی است که همه کشورها از چین و روسیه تا ایران، تکه هایی از آنرا می سازند.
وی افزود: از نظر تاریخی، بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، حدود یک چهارم تولید ناخالص داخلی جهان(GDP) متعلق به ایالات متحده بوده است؛ یعنی ۲۵ درصد کل اقتصاد جهانی به آمریکا اختصاص دارد. این سهم عظیم اقتصادی، پایه و پشتوانه قدرت جهانی این کشور را شکل داده است.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به اینکه در دهه اخیر، چین به عنوان رقیب جدی آمریکا در حوزه تولید ناخالص داخلی مطرح شده، اظهار نمود: چین با رشد اقتصادی فزاینده، درحال نزدیک شدن به جایگاه اقتصادی ایالات متحده است. در واقع طی ۷۵ سال، از حدود ۱۹۵۰ تا ۲۰۲۵، آمریکا قدرت بلامنازع اقتصاد جهانی بوده است؛ اما حالا وارد مرحله ای شده ایم که رقابت راهبردی میان واشنگتن و پکن، ساختار اقتصاد جهانی را برای دهه های آینده تعیین خواهدنمود.
وی با اشاره به اینکه ایالات متحده آمریکا تلاش دارد تا سال ۲۳۰۰ میلادی اقتدار و هژمونی اقتصادی و سیاسی خویش را حفظ کند، اظهار داشت: یکی از راهبردهای اصلی این کشور برای رویارویی با چین، کنترل مبادی درآمدی و مسیرهای توسعه اقتصادی این رقیب آسیایی است. سیاست خارجی آمریکا در سالهای اخیر برای مهار رشد اقتصادی چین، تمرکز ویژه ای بر کشورهایی دارد که منابع انرژی ارزان یا راهبردی را در اختیار دارند.
عقیلی با اشاره به اتفاقات و رفتار ایالات متحده با ونزوئلا، اظهار داشت: هرچند دولت های پیشین آمریکا نظیر اوباما و بایدن اقدامات خویش را در لفافه مفاهیمی چون آزادی بیان و حقوق بشر توجیه می کردند، اما دونالد ترامپ آشکارا اعلام نمود که هدف اصلی آمریکا از مداخله در ونزوئلا، نفت می باشد.
وی افزود: درنتیجه این رویکرد، کنترل عملا بخشی از ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا که دومین ذخایر بزرگ جهان به حساب می آید، به دست آمریکا افتاد و عملا این کشور منبع مهمی از نفت ارزانقیمت را از دست داد؛ منبعی که بخش قابل توجهی از آن به چین صادر می شد.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به اینکه هدف راهبردی آمریکا پیشگیری از دسترسی چین به انرژی ارزان و کاهش مزیت رقابتی آن در زمینه جهانی بود، اظهار نمود: الگوی مشابهی در برابر ایران نیز درحال تشکیل است. فشارهای اقتصادی، تحریمها و تحریک بی ثباتی های داخلی، در چهارچوب همان سیاست فشار برای مهار رقیب تعریف می شوند. تجربه ونزوئلا نشان داد که دخالت آمریکا همواره با شعار پشتیبانی از مردم شروع می شود، اما در عمل به تضعیف حاکمیت ملی و از دست رفتن منابع حیاتی کشورها می انجامد. دولتمردان آمریکا در عمل نشان داده اند که دغدغه ای جز حفظ منافع خود ندارند و مسایل انسانی یا رفاه ملت های دیگر در اولویت سیاست خارجی شان نیست.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به اینکه آن چه در مورد ایران نیز تجربه می شود، تکرار همین الگو است، بیان کرد: حمایت های ظاهری از اعتراضات یا شعارهای مردم دوستانه، عملا بخشی از راهبرد فشار غیرمستقیم برای تضعیف توان اقتصادی کشور است. همان گونه که تاریخ نشان داده، قدرت های جهانی فارغ از شعارهای ایدئولوژیک، منافع خویش را دنبال می کنند و در این راه، هزینه های انسانی کشورهای دیگر برای آنها اهمیتی ندارد.
عقیلی با اشاره به اینکه ملت ایران باید با درک واقع بینانه از این معادلات بین المللی، میان دوست حقیقی و دشمن پنهان تمایز قائل شوند، افزود: همان گونه که حضرت علی (ع) می فرمایند «نِعمَتانِ مَجهولَتانِ الصِّحَّةُ وَ الأمان» دو نعمت هستند که انسان تا وقتی که آنها را از دست ندهد، ارزششان را درک نمی کند، سلامتی و امنیت که با رخدادهای اخیر در کشور نشان داد که امنیت و آرامش ملی سرمایه ای است که نباید با هیجانات زودگذر از دست برود.
وی با اشاره به اینکه هیچ قدرت خارجی به اندازه مردم خود یک کشور دلسوز آن نیست و هیچ ملت دیگری برای امنیت و آبادانی ایران دغدغه نخواهد داشت، تصریح کرد: به این دلیل، حفظ ثبات، هوشیاری در مقابل تحریکات سیاسی و شناخت صحیح از روندهای جهانی، لازمه بقا و توسعه پایدار کشور است.
منبع: رصد كالا
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب