بودجه چه طور سیاست شهری را می سازد؟
به گزارش رصد کالا، بودجه در تهران تنها یک سند مالی نیست، بلکه مهم ترین عامل تعیین اولویت ها، جهت گیری سیاستهای شهری و مسیر توسعه پایتخت محسوب می شود.
در نگاه رایج، بودجه یک سند مالی است؛ مجموعه ای از اعداد که نشان میدهد چه مقدار پول از کجا آمده و در کجا هزینه خواهد شد. اما در حکمرانی شهری، بخصوص در کلان شهری مانند تهران، بودجه چیزی فراتر از یک سند حسابداری است. بودجه در عمل، یکی از مهم ترین ابزارهایی است که سیاست شهری را شکل می دهد. به بیان ساده تر، بودجه فقط نتیجه تصمیم های سیاسی نیست، خود بودجه بخشی از پروسه تولید سیاست است.
برای فهم این نکته، کافی است به این پرسش توجه کنیم: وقتی منابع مالی محدود هستند، چه چیزی تعیین می کند کدام پروژه اجرا شود و کدام پروژه به تعویق بیفتد؟ پاسخ ظاهری اینست که «اولویت ها». اما این اولویت ها خود از دل بودجه شکل می گیرند، نه مستقل از آن.
در تهران، ساختار درآمدی شهر-که بخش مهمی از آن به فعالیتهای عمرانی، تغییر کاربری و ساخت وساز وابسته است- موجب می شود بودجه نه فقط یک برنامه توزیع منابع، بلکه یک سازوکار تولید اولویت باشد. پروژه هایی که توانایی ایجاد جریان مالی دارند، بطور طبیعی در مرکز توجه قرار می گیرند؛ نه فقط به این علت که مهم ترند، بلکه به این علت که امکان تامین مالی دارند.
در چنین شرایطی، مرز میان آنچه شهر نیاز دارد و آنچه شهر می تواند انجام دهد، بتدریج محو می شود. بودجه بجای اینکه ابزار تحقق برنامه شهری باشد، به ابزاری برای تعریف خود برنامه تبدیل می شود.
این وضعیت پیامد مهمی دارد: سیاست شهری بطور درحال افزایشی با منطق مالی در هم تنیده می شود. تصمیم درباره ی توسعه حمل و نقل، فضای عمومی، نوسازی بافت فرسوده یا گسترش خدمات شهری، نه فقط بر مبنای نیازمندیهای اجتماعی یا زیست محیطی، بلکه بر مبنای قابلیت تبدیل آن تصمیم به منابع مالی اتخاذ می شود. به این علت است که در خیلی از دوره ها، برخی پروژه ها بطور مداوم تکرار می شوند، در حالیکه برخی دیگر هیچ گاه به مرحله اجرا نمی رسند. مسئله فقط تفاوت در اهمیت نیست؛ مسئله تفاوت در قابلیت بودجه ای شدن است.
در این جا بودجه نقش پنهان اما تعیین کننده ای ایفا می کند: بودجه تعیین می کند چه چیزی اساساً قابل سیاستگذاری باشد. هر موضوعی که نتواند در چارچوب بودجه تعریف شود، بتدریج از دستور کار سیاست شهری خارج می شود، حتی اگر از نظر اجتماعی خیلی مهم باشد.
از این منظر، بودجه فقط بازتاب سیاست شهری نیست، بلکه یکی از سازندگان آن است. همان گونه که ساخت وساز بعنوان یک منبع تغذیه مالی شهر مطرح است، بودجه همان جایی است که این منابع به زبان سیاست ترجمه می شوند و به پروژه، برنامه و اولویت تبدیل می گردند.
این پیوند میان اقتصاد و سیاست شهری، یک پیامد دیگر نیز دارد. در ساختاری که بخش مهمی از درآمد به پروژه های عمرانی وابسته است، تمایلی طبیعی به سوی پروژه هایی شکل می گیرد که بتوانند این چرخه را ادامه دهند. به این ترتیب، بودجه نه فقط توزیع کننده منابع، بلکه تثبیت کننده یک الگوی خاص از توسعه شهری می شود.
در چنین شرایطی، تغییر جهت سیاست شهری خیلی دشوار می شود؛ برای اینکه تغییر سیاست، فقط به معنای تغییر تصمیم ها نیست؛ به معنای تغییر منطق اختصاص منابع است. و هر تغییری در این منطق، بطور مستقیم بر ساختار درآمدی و درنتیجه بر امکان اداره شهر اثر می گذارد. به این علت است که بودجه را نمی توان فقط یک سند فنی دانست. بودجه در واقع نقشه ای است که نشان میدهد شهر چه طور می فهمد چه چیزی مهم می باشد و چه چیزی قابل حذف یا به تعویق انداختن است.
اگر از این زاویه نگاه نماییم، روشن می شود که سیاست شهری در تهران بالاتر از آنکه در شورا یا شهرداری شکل بگیرد، در پروسه بودجه ریزی شکل می گیرد. بودجه میدان نامرئی ای است که در آن اولویت ها ساخته می شوند، نه فقط ثبت.
و شاید از همین جا بتوان فهمید که چرا تغییرات ظاهری در برنامه های شهری، لزوماً به تغییرات واقعی در زندگی شهری منجر نمی گردد. برای اینکه تا وقتی که منطق بودجه تغییر نکند، سیاست شهری نیز در همان مسیر پیشین بازتولید خواهد شد.
*جامعه شناس
خلاصه اینکه برای فهم این نکته، کافی است به این پرسش توجه کنیم: وقتی منابع مالی محدود هستند، چه چیزی تعیین می کند کدام پروژه اجرا شود و کدام پروژه به تعویق بیفتد؟ به این دلیل است که در بسیاری از دوره ها، برخی پروژه ها به طور مداوم تکرار می شوند، در صورتی که برخی دیگر هیچگاه به مرحله اجرا نمی رسند. در چنین شرایطی، تغییر جهت سیاست شهری خیلی دشوار می شود؛ به جهت اینکه تغییر سیاست، فقط به معنای تغییر تصمیم ها نیست؛ به معنای تغییر منطق اختصاص منابع است.
منبع: رصد كالا
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب